تبليغاتX
دوستانه -
دوستانه

در شهري به نام عشق کوهي است به نام محبت

در اين کوه رودي است به نام صفا

در اين رود آبراهي ميرود به نام وفا

سر انجام اين آبراه به آبگيري ميريزد به نام وداع

می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که تنها در کنار عکس من

قصه ء عشق کهنه ام را مو به مو از بر کنی

 

پرسیدند : هنگام غروب خورشید چرا زرد رنگ است ؟

 

گفت : از بیم جدایی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 17:28  توسط حامد  |