|
|
|
||||||||||
|
من به دو چیز در دنیا عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو
به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا و دیگری تو دو چیز می خواهم یکی تو و دیگری خوشبختی تو دنیا را برای دو چیز می خواهم یکی ت خوشاروزي که من پنج ساله بودم
درون کوچه ها آواره بودم
چرا مادرمرابيست ساله کردي
ميان پادگان آواره کردي
گروهبانان مرا بيچاره کردند
لباس شخصي ام را چاره کردند
ازآن روزي که خوردم سيب زميني
شدم سرباز نيروي زميني
کلاغ چر ميروم کاسه به دندان
براي خوردن يک لقمه نان
بسوزد آن سربازي بنا کرد
تمام دختران را چشم به راه کرد
از آن روزي که سربازي بنا شد
ستم برما نشدبر دختران شد
نگو بيرجند بگو ويرانه غم
که سربازش ندارد شکل آدم
در دروازه بيرجند رسيدم
صداي طبل و شيپور را شنيدم1.روش جوادي:
اسمشو روي بازوت خالكوبي ميكني... يه نامه عاشقانه با چند بيت شعر كه با يه سري گل و پرنده تزئين شده، با موتور هوندا سر مسير دبيرستان گيرش مياري و نامه رُ بهش ميدي، بعد تكچرخ ميزني و ميري. 2.روش ياهومسنجري: خوبيش اينه كه لازم نيس توو چشاي طرف نيگا كني و اين براي آماتورها كمك خيلي بزرگيه... از آيكونهاي گوگولي مگولي هم ميتوني براي رسوندن مفهوم استفاده كني. بديش اينه كه بعضي وقتا يه سوء تفاهمايي پيش مياد... خر بيار و باقالي بار كن... اين روش توصيه نميشه. 3.روش بچه خرخوني: همون داستان جزوه و اينا كه خودت واردي... 4.روش خركي: جلوي يكي از اين پاترول سياها بوسش كن كه بدونه به خاطرش همه كار ميكني... 5.روش مذهبي: به يكي از دوستاي متاهلت بگو تا به خانومش بگه كه به دختره بگه كه به باباش بگه كه اگر اجازه بدن آقاي y خان به همراه خانوم والده برا امر خير خدمت برسن. 6.روش آماتوري: خيلي كم حرف ميزني... زياد عرق ميكني... چشتو به چشاش خيره ميكني... بعد هم يه دفعه رو تُ اونور ميكني يه وقت فكر نكنه كه به چشاش خيره شدي. (اونم همين كار رُ ميكنه). با هم ميرين فيلم مريم مقدس، سالن 1 عصر جديد... دستاتونُ ميدين به هم.. تنها چيزي كه نميبيني فيلمه... ايميل ميزنين... تلفن ميزنين... چت ميكنين... بيرون ميرين... چند ماه همينجوري ميگذره تا يه روز توي يه رستوران ميگي ميدوني چيه؟ من ديگه نميتونم بهت نگم من دوستت دارم خيلي زياد... اونم قشنگترين لبخند دنيا رُ ميزنه و ميگي جدي ميگي!؟؟ (حالا ميدونه جدي ميگي ها...) تفاوت هاي دختر ها و پسر هاي ايروني
1-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند
2-اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!
3-يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه 4-يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!
5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!
6-دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن
7-اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه!
8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.
9-دخترا با اينکه بيشتر از پسرا
چند جمله عاشقنه و رومانتيک
ازم پرسيد به خاطره كي زنده هستي؟ با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزن
هفته اول پسر:سلام دختر:عليکه سلام پسر:چطوري؟ دختر:بد نيستم مرسي تو چطوري؟ هفته دوم پسر:سلام دختر:عليکه سلام چطوري؟ پسر:قربانت بد نيستم تو چطوري؟ دختر:مرسي...خوبم هفته سوم دختر:سلام پسر:سلام چطوري؟ خوبي؟ دختر:مرسي خوبم خيلي خوبم و يک نگاه معنا دار به پسر هفته چهارم دختر:سلام عزيزم چطوري؟ خوبي؟ پسر:سلام عزيز دلم مرسي بد نيستم تو چطوري؟ دختر:مرسي. ميدوني؟ يه چيزي مي خوام بهت بگم نمي دونم الان بگم يا بعد؟ پسر:بگو عزيزم دختر:نه...حالا زوده...باشه بعد ! هفته پنجم دختر: سلام عزيزم, چيزي که دفعه پيش مي خواستم بهت بگم اين بود که دوستت دارم...عاشقتم...زندگي بدون تو براي من هيچ معني نداره, تمام آينده خودم رو با تو مي بينم اگه تو نباشي زندگي براي من هيچه!!! (و کلي ديگه از اين حرفهاي پوچ و صد من يه غاز! و پسر باور مي کنه) ... هفته ششم: پسر: امروز يه دختره اومد تو خيابون از من آدرس بپرسه,منم... دختر: ديگه چي؟ دلمو شکستي! تو که مي دوني من چقدر حسودم. چرا اين کارو کردي؟ (بعد يه حالت غم آلود شديد به خودش مي گيره) پسر: من که کاري نکردم فقط جوابه سوالش رو دادم دختر: يه قول به من مي دي؟ پسر: آره دختر: قول بده ديگه با هيچ دختري حرف نزني! پسر: باشه عزيزم قول مي دم ... ... ... کليه روابط سالم و صميمي و عاشقانه ادامه داره و پاي.....وسط کشيده نشده .... .... ماه هجدهم: دختر: برام خواستگار اومده! پسر:غلط کرده... دختر: چرا؟ خوب طوري نيست اونم بالا خره آدمه ! پسر: تو چه جوابي بهش دادي؟ دختر: هنوز هيچي پسر:ما کلي قرار مرار با هم گذاشتيم حالا مي خواهي اونو بزاري جاي من؟ دختر: يه چيزي رو مي دوني؟ اون هيچ وقت نمي تونه جاي تو رو بگيره پسر: من چي کار کنم ؟ دختر:نمي دونم! فقط به من فکر نکن! من اگه بدونم تو به من فکر مي کني يه آب خوش از گلوم پايين نمي ره!!!! ببين برو زودتر زن بگير پسر: حسوديت نمي شه؟ دختر:نميدونم چرا ديگعه از اينکه تو رو با دختر ديگه ببينم حسوديم نمي شه پسر: {در خيالش} : مي دونم چرا حسوديت نمي شه .. .. بعدش مدتي پسر از خاطرات خوش گذشته مي گه و دختر هم براي خالي نبودن عريضه سنت آبغوره گيري رو اجرا مي کنه ! ........ دوران خوشي دختر و دوران تحول پسر شرو مي شه ........ ديد پسر نسبت به دختر: عوض مي شه, قلبش نسبت به واژه هايي نظير دوستت دارم عاشقتم زندگي بدون تو برام هيچه و بقيه واژه هاي زيبا ولي پوچ اينطوري مقاوم مي شه حالا اگر در آينده مورد مشابهي براي پسر پيش يياد: روز اول: دختر:سلام پسر: مياي خونمون؟ دختر:نه! پسر: مگه به من اطمينان نداري؟ دختر: چرا......ولي خووووووب! (در اينجا پسر مراسمي مرسوم به مخ زني رو انجام مي ده و البته موفق هم ميشه.علت موفقيتش بلد بودن حرغهاي پوچ و بي معني که در تجربه هاي گذشته ياد گرفته و براي مخ زدن دختري بسير موثر است) پسر: تو که مي دوني من چقدر دوستت دارم ! دختر: آره...ولي آخه.....! پسر: من قول مي دم براي خواستگاري بيام و بگيرمت !!! دختر: جدي مي گي؟ (و قند توي دلش آب مي شه) پسر: آره عزيزم زندگي بدون تو براي من هيچ مفهومي نداره ! دختر: جدي؟ ( ايندفه با يک نگاه عاشقانه به پسر!) م "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچكس" پرسيد : پس به خاطره چي زنده هستي؟ با اينكه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو"، با يه بغز غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّي" ازش پرسيدم : تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حالي كه اشك تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر كسي كه بخاطر هيچ زندست بعد اونم بهت ميگه كه ميدونسته سه ماهه زور ميزني اينو بگي!! و يواشكي ميگه كه اونم بله... اين روش جواب داده. بهترين روشه. از شوخي گذشته، يادمه روي داشبورد يه مسافركش نوشته بود: نميخواهم بگويم دوستت دارم، ميخواهم بداني......... به خود گفتم که اين طبل نظام است
از اين پس زندگي بر من حرام است
به خط کردند تراشيدند سرم را
لباس آشخوري کردند تنم را
لباس آشخوري رنگ زمين استو و دیگری با تو بودن |
|||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 11:23 توسط حامد
|
|
|||||||||||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم دی 1384ساعت 20:38 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم دی 1384ساعت 20:35 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 12:31 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
دنیای ارواح |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 12:28 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 12:24 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 12:10 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 11:26 توسط حامد
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 11:14 توسط حامد
|
|
||